بديع الزمان فروزانفر
12
زندگانى مولانا ( فارسى )
اقطاب و مشايخ از طرفى روش خود را بدين و مذهب نزديك ساخته و سخنان و مجالس خود را بذكر خدا و رسول و آيات قرآن و احاديث آراسته و جنبهء عوامپسندى به آنها داده و زبان طعن و تعريض مخالفان را بسته بودند و از طرف ديگر در موقعى كه اكثر علماء مذهب و ارباب فقه و حديث آلايش مادى پيدا كرده و بشغل قضا و تدريس مشغول بودند و اكثر وظايف ديوانى داشتند و حدود شرع را از باب رعايت خاطر ديوانيان مهمل و معطل مىگذاردند و عامه كه بظواهر امور بيشتر فريفته مىشوند از علماء نوميد شده بودند ، مشايخ و اقطاب به ترك دنيا و اعراض از امرا و عزلت و انقطاع ظواهر حال خود را مىآراستند و برخى « 1 » بامر معروف و نهى از منكر نيز مىپرداختند و در حقيقت عامه آنان را متصدى اجراى حدود و تعليم فروع و خواص مكمل روح و متمم انسانيت و نردبان آسمان معرفت و برخى هم غايت ايجاد و مغز عالم وجود مىپنداشتند و روىهمرفته بازار تصوف گرمترين بازارها شده بود و فتوح پياپى بمشايخ مىرسيد و صوفيان در حشمت و نعمت ايام بسر مىبردند . ليكن فلاسفه به جهت برترى تعليمات فلسفى از افق عامه و قصور آنان از ادراك غايات براهين از شهرت و قبول عام بىنصيب بودند و علماى ظاهرپرست كه بالوپر افكارشان در قفس رياستپرستى و حفظ تمايل عوام فروريخته و شكسته بود اين طايفه را بانتحال مذاهب دهريين و ارباب تعطيل و نفى حدوث عالم و انكار معاد جسمانى و بدانديشى نسبت باصول اديان و نواميس الهى متهم مىساختند و هرچند حكماء اسلام آراء و اقوال خود و گذشتگان را باصول مذهب نزديك ساخته و حتى الامكان در صدد بودند كه نتايج آزادى و تعقل را با تقليد وفق دهند ( و آخرالامر اعمال همين نظر فلسفه را از معنى و مسير اصلى خود خارج ساخت ) ولى عامه و رؤساء آنان به هيچروى فلاسفه را جزو متمسكين بحبل اللّه نمىشناختند بخصوص از وقتىكه حجة الاسلام ابو حامد غزالى « 2 »
--> ( 1 ) - چنان كه شيخ الاسلام احمد جام ( 441 - 536 ) معروف به زندهپيل ، رجوع كنيد به نفحات الانس . ( 2 ) - حجة الاسلام ابو حامد محمد غزالى ( 450 - 505 ) در كتاب تهافت الفلاسفة و المنقذ من الضلال با اهل حكمت خاصه ابو على سينا و ابو نصر فارابى خلافى شديد كرده و آنان را از طريق قويم و دين حنيف خارج پنداشته و فنون حكمت را مطلقا از باب اينكه خود بنفسه از علوم ضلال و حرام است يا مقدمه حرام مىباشد محرم شمرده است